سيد جعفر سجادى

1104

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

ج 1 ص 99 ) صَدِيق - ( اصطلاح عرفانى ) مبالغه است در صادق و آن كسى است كه در گفتار و كردار و دانش‌ها و احوال و روش و نيات و خوى و اخلاق خود راست باشد و راستى و درستى او در مجاورين او تأثير كند و صديق بودن در درجهء اعلاى ولايت و ادناى نبوت است و صديقان و اصلان بدرجهء اعلا و متحقق به حق را گويند كه در رديف انبياء و صالحين‌اند كه فرمود « وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً » ( از تفسير بيان السعادة سورهء مريم ص 5 ) . رازى گويد « الوحدة منية الصديقين و الانس بالناس وحشتهم » . ( طبقات ص 112 ) . صُراحى - ( اصطلاح عرفانى ) شراب زلال را گويند و ظرف شراب را گويند و در اصطلاح مقام انس را گويند : فروغى گويد : من و صراحى مى بعد از اين و نغمهء نى * كه همنشينى صافى دلان صفا دارد در اين زمانه رفيقى كه خالى از خلل است * صراحى مى صاف و سفينهء غزلست - عطار گويد : وان دم كه تهى شود صراحى * به فروش بجرعهء جهان را در فصل بهار و موسم گل * بىعيش مدار عاشقان را اى آنكه نخواندهء تو هرگز * از لوح درون خط قران را ( آن را ) فردا چه بپرس اندر آرند * در مجلس حشر صوفيان را ما مست شراب جام ساقى * گوييم حديث اين بيان را مولوى گويد : امروز سماعست و شرابست و صراحى * يك ساقى بدمست يكى جام مباحى دوش رفتم در ميان مجلس سلطان خويش * بر كف ساقى بديدم در صراحى جان خويش گفتمش اى جان جانان ساقيا بهر خدا * پر كنى پيمانه‌اى و نشكنى پيمان خويش صِراط - ( اصطلاح كلامى ، عرفانى ) صراط يعنى راه و طريق صراط حق يعنى راه حق و صراط مستقيم يعنى راه راست اين اصطلاح كلامى و عرفانى است و در خبر است كه صراط عبارت از معرفة الله است صدر الدين گويد : هر نفسى صراط بآخرت است بوجهى و بوجهى ديگر صراط مستقيم طريقهء توحيد و صورت هدايت است . ( از اسفار ج 4 ص 175 ، 184 - دستور ج 2 ص 241 و رجوع شود به مجموعه دوم مصنفات ص 288 ) صِراطِ مُستَقيم - ( اصطلاح عرفانى ) اقامت عبوديت است با تحقق ربوبيت ، فرقى است مؤيد بجمع ، جمعى است مقيد بشرع ، فرق بىجمع جهل معتزليان است ، از راه بيفتاده و به منزل حقيقت نرسيده ، جمع بىفرق طريق اباحيان است ، از شريعت دست بداشته و حقيقتى كه نيست پنداشته . و گفته‌اند كه فرق بجاى شريعت است و جمع بجاى حقيقت ، هر شريعت كه از حقيقت خالى است حرمانست ، و هر حقيقت كه از شريعت خالى است خذلانست ،